- اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک
- إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
- فریاد در...
- اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِین
- رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِینَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ
- حیوان را خبر از عالم انسانی نیست
- وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
- شیخی سکوت کرد که شابی شهید شد!
- ترسم این قوم که بر درد کشان می خندند در سر کار خرابات کنند ایمان را
- مَن أَصلَحَ فیما بَینَهُ وَبَینَ اللّه ِ أَصلَحَ اللّه ُ فیما بَینَهُ وَبَینَ النّاس.

دور از بر و دوش تو مرا جائی نیست دریاب دمی امید فردائی نیست آنرا که جز از عشق نسوزد هرگز جز عشق تواش یقین مداوائی نیست (صفایی)Your browser does not support the audio element. khalvatneshin...

شکرلله که نی ام منتقد شیخی چند که یکی زین دو هزاران نشود راست به پند خلق را نان شب آغشته به خون دل ماست همه در وادی ایمن به اسیری در بند (صفایی)Your browser does not support the audio element.
khalvatneshin...
سلام استاد عالیست...ولی باز زدید کانال دو؟ سیاسی شدید باز هم. ولی چه ترکیب زیبایی همجوشی هسته ای در کار گل و ملمحمدرضا صفاییهسته اییم کجا بود دخترم. و علیکم السلام، ولی بزا قصه غصه ای رو برات تعریف کنم قدرت حقیقی بشری مکشوفت بشه:هم ز ابراهیم ادهم آمدهست کاو ز راهی بر لب دریا نشستدلق خود میدوخت بر ساحل روان.یک امیری آمد آنجا ناگهانکآن امیر از بندگان شیخ بود،شیخ را بشناخت سجده کرد زودخیره شد در شیخ و اندر دلق اوشکل دیگر گشت خُلق و خلق او،کاو رها کرد آنچنان ملک شگرفبرگزید آن فقرِِ بس باریکْ حَرف!شیخ واقف گشت از اندیشهاش(شیخ چون شیر است و دلها بیشهاش!)شیخ سوزن زود در دریا فکندخواست سوزن را بهآواز بلند،صدهزاران ماهیِ اَللّهییسوزنِ زر در لبِ هر ماهییسربرآوردند از دریای حقّکه: »بگیر، ایشیخ، سوزنهای حق!»رو بدو کرد و بگفتش: «ای امیر!«ملک دل بهیاچنان ملک حقیر؟» khalvatneshin...
سلام
من اولین بار هستش که میام اینجا. تو کامنتهاتون میبینم بعضیا میان و ازتون کمک میگیرن.
نمیدونم شما استاد چه چیزی هستید ولی خودم برا مقطع دکترا میخونم نیتم خداست و رسیدن به مقام متوکلین ولی تو مسیر مشکلاتی دارم که ربطی به نیتم نداره و مجبورم برا هدفم اون کارارم بکنم میدونین که؟ حالا سوالم اینه که چطور می تونم از شر خاطرات این روزا و کارایی که برا خدا نبود و هدفم وسیله رو توجیه میکرد خلاص شم؟ و اینکه نماز اثار اون کارارو بر طرف میکنه؟محمدرضا صفاییسلام عزیزم، برا رسیدن به خدا و مقامی که براتون تو اولویته الزاما نیازی به مدرک دکتراتون نیست. اجازه می دین راحتتر باشم باهاتون؟ سیاست ماکیاولیستیتون هرگز شما رو به آدرسی که دنبالشین نخواهد رسوند چرا که قداستِ هدفتون تحت الشعاع حرمت وسیله تونه. تو مسیری که جز پاکان و نیک سیرتان رهرووش نیستن هر مالرویی به مقصد نمی رسوندتون. خیلی از اون دکتر، مهندس، وزیر وزراها سراغ دارین که رفتگر محله شون شریفتر و متوکلتر از خودشونه؟! شنیدین می گن: تو اول بگو با کیان زیستی...،همون؛ کارایی هستن که کل شخصیت آدمی رو تغییر داده و دچار استحالش می کنن به طوری که میشه گفت دیگه اون آدم قبلییه نیستن. درست مث بعض رفقای ما... بذا یه داستانی رو واست تعریف کنم از پادشاهی که می خواست کشورش رو از لوث پلیدیا پاک کنه و به کشورای دوستشم کمک برسونه. ایشون دو گزینه khalvatneshin...
هر که در آویخته با اهرمن باخته ام همقدمش جان و تن جاریِ خون همه افلاکیان سیل سرشک من و امثال من (صفایی)Your browser does not support the audio element. khalvatneshin...
میوه ممنوعه گلوگیر نیست تا که بنی آدم از آن سیر نیست منتظرم منتظر بازگشت لیک لب گور کمی دیر نیست؟ (صفایی)Your browser does not support the audio element. khalvatneshin...
کشتۀ هابیل ز کردار بد دست برادر به دعا باز کرد لیک چو نا خالصی از پیش داشت سبحه ای از گندم آلوده زد (صفایی)Your browser does not support the audio element. khalvatneshin...
سوختیم آتش گرفتیم آید آیا میر آب جز روان باده بر ساغر هر آن آمد، سراب شام ما را صبح امیدی بباید ماه من گر تو برخیزی به بالایت برآید آفتاب (صفایی)Your browser does not support the audio element. khalvatneshin...
نازک کمری که یاد، فریادم داد زلف از رخ مه گرفت و بر بادم داد با شیوه چشم آتشینش تا صبح یک نکته نگفت و نکته ها یادم داد (صفایی)Your browser does not support the audio element. khalvatneshin...